تبلیغات
(soren and love) سورن و عاشقانه ها - استاد و نمره بیست
خون که قرمزه رنگ عشقه ; اما اشک که بی رنگه ، درد عشق ...

استاد و نمره بیست

سه شنبه 3 آذر 1394 03:05 ب.ظ

نویسنده : SmAm
ارسال شده در: نوشته ی عاشقانه ، داستان عاشقانه ، تو حتما بخونش ، مخاطب خاص ،
داشتم برگه های دانشجوهامو صحیح میکردم..
یکی از برگه های خالی حواسمو به خودش جلب کرد !
به هیچ کدوم از سوالا جواب نداده بود...
فقط زیر سوال آخر نوشته بود :

نه بابام مریض بوده، نه مامانم، همه صحیح و سالمن شکر خدا، تصادف هم نکردم، خواب هم نموندم، اتفاق بدی هم نیفتاده...
دیشب تولد عشقم بود، گفتم سنگ تموم بذارم براش.
بعد از ظهر یه دورهمی گرفتیم با بچه ها بزن و برقص، شام هم بردمش نایب و یه کباب و جوجه ترکیبی زدیم .
بعد گفت: بریم دربند؟ پوست دست مون از سرما ترک برداشت ولی می ارزید .
مخصوصاً باقالی و لبوی داغ چرخی های سر میدون.
بعدش بهونه کرد بریم امامزاده صالح دعا کنیم به هم برسیم... رفتیم...
دیگه تا ببرمش خونه و خودم برگردم این سر تهرون، ساعت شده بود یک شب .
راست و حسینی حالش رو نداشتم درس بخونم. یعنی لای جزوتم باز کردما، اما همش یاد قیافش می افتادم وقتی لبو رو مالیده بود رو پک و پوزش خنده ام می گرفت و حواسم پرت می شد، یهویی هم خوابم برد، بیهوش شدم انگار...
حالا نمره هم ندادی، نده . فدا سرت یه ترم دیگه آوارت میشم نهایتش .
فقط خواستم بدونی که بی اهمیتی و این چیزا نبوده . یه وقت ناراحت نشی"
چند سال بعد تو یه دانشگاه دیگه از پشت زد روی شونه ام گفت :
"اون بیستی که دادی خیلی چسبید"

 گفتم:
"اگه لای برگه ات یه تیکه لبو می پیچیدی برام بهت صد می دادم بچه"

 خندید و دست انداخت دور گردنم گفت:
"بچمون هفت ماهشه استاد، باورت میشه ؟"

عکسش رو از روی گوشیش نشونم داد خندیدم .
گفت: "چرا هنوز زن نگرفتی ؟! این موهات رو کی سفید کردی استاد؟ این شکلی نبودی که"

نشستم روی نیمکت فلزی و سرد حیاط، نشست کنارم .
دلم میخواست براش بگم که
یک شبی هم تولد عشق من بود ،

که خودش نبود ،
دورهمی نبود ،
نایب نبود ،
دربند نبود ،
امامزاده صالح نبود ،
فقط ...
سرد بود...
-------------------------------------------
پی نوشت : از این مطلب ساده نگذرید




دیدگاه ها : استاد
برچسب ها: برگه های دانشجوها رو تصحیح میکردم ، فقط سرد بود ، داستان عاشقانه ، داستان غمگین ، شب های سرد تنهایی ، وفاداری و عشق ، داستان استاد و دانشجو ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 2 آذر 1394 06:13 ب.ظ



blogers