تبلیغات
(soren and love) سورن و عاشقانه ها - عشق و دیوانگی
خون که قرمزه رنگ عشقه ; اما اشک که بی رنگه ، درد عشق ...

عشق و دیوانگی

سه شنبه 10 فروردین 1389 10:44 ق.ظ

نویسنده : SmAm

روزی تمام احساسات آدمی گرد هم جمع میشن و غایم موشک بازی می کنن !
دیوانگی چشم میذاره همه می رن غایم میشن...
تنبلی اون نزدیکا غایم میشه ، حسادت میره اون ور غایم میشه ، عشق میره پشت یه گل رز ;
دیوانگی همه رو پیدا می کنه به جز عشق...
حسادت عشق رو لو میده و به دیوانگی میگه که رفت پشت گل رز !
عشق نمیاد بیرون ;
دیوانگی هرچی صدا می زنه : عشق بیا بیرون ، عشق نمیاد !
دیوانگی هم یه خنجر ور میداره ، همینطور رز رو با خنجرش می زنه تا عشق پیدا بشه ;
یک دفعه عشق میگه : آخ چشمو کور کردی !
دیوانگی اشک می ریزه به دست و پای عشق میفته و بهش می گه : من چشم تو رو کور کردم ،
تو هر کاری بگی من انجام میدم !
عشق فقط یک چیز از اون می خواد !
بهش می گه : با من هم درد شو !
از اون وقت به بعد دیوانگی هم درد عشق شد.......




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -



blogers